سيژا براباني1
فيلسوف بلژيكي، رهبر ابن رشديان پاريس. از حدود 1266 تا 1276، در پاريس تدريس كرد، و در حدود 1281 ـ 1284، در اورويِتو (اومبريا)2 كشته شد. چند رساله در منطق و فلسفه نوشت؛ يكي از آنهابه نام اندر باب نفس عاقله، ظاهراً كوششي براي رد رسالهٴ قديس توما است به نام در باب وحدت عقل؛ همچنين شرحي بر مسائل ارسطو، مقالههاي 1 تا 5 مابعدالطبيعه،
مقالههاي 1 تا 4 و 8 سماع طبيعي، مقالههاي 1 و 2 و 4 كائنات جو، كتاب النوم و اليقظه، كتاب جواني و پيري، زندگي و مرگ، مقالههاي 1 و 2
كتابالنفس، و كتاب الكون و الفساد نوشت. او در اين شرحها به بحث دربارهٴ برخي مسائل غامض پرداخت (از قبيل قدمت عالم، يگانگي عقل انساني، اتحاد جوهر و وجود، و غيره)، و ناسازگاري ميان عقل و ايمان را خاطرنشان كرد. در
كتاب اندر باب نفس عاقله، آلبرت كبير و قديس توما را در كمال شجاعت به معرفي نادرست ارسطو متهم كرد.
تكفيري كه استفان تامپيه، اسقف پاريس، در 1277، صادر كرد، و موجب شد تا يوحناي بيست و يكم آموزشهاي فلسفي را مورد بررسي قرار دهد ــ بر ضد تمام نهضتهاي ارسطويي، ولي بيشتر بهخاطر مقابله با جنبهٴ افراطي آن يعني فلسفهٴ ابنرشد سازمانيافته بود، كه سيژا و بويتيوس دانماركي رهبران آن بودند. سرانجام سيژا به بيديني متهم شد، ولي پيش از محكوميت، از دنيا رفت.
شهرت او بيشتر بهخاطر اشارهٴ دانته به او در كتاب بهشت (فصل 10، بند 136) است.
اين نور جاوداني سيژا
آيا شاعر اشتباهاً او را در بهشت جاي داده يا اين حاكي از آن است كه فلسفهٴ او بيش از آنچه عموماً تصور ميشود التقاطي بوده است؟
هانري گنتي3
فيلسوف فلاندري، عضو شوراي كليساي كورتره در 1267، شماش اعظم بروژ در 1276؛ از آن پس در پاريس برآمد؛ دكتر الهيات در 1277؛ در 1293، درگذشت. اغلب او را با هانري گوتالس گنتي اشتباه كردهاند، ولي ثابت شده كه هانري گنتي غير ازهانري گوتالس عضو دانشگاه سوربن است.
او از مخالفان سرسخت دو قضيهٴ ارسطوست و آنها را در شمار الهيات كاتوليكي نميپذيرد: كميت لايتناهي ممكن نيست؛ وجود بيش از يك عالم ميسر نيست. احتمالاً از مشاوران استفان